دهم آبان 1388
بياييد بدترين حالت ممكن را تصور كنيم: تصور كنيد اكنون سال 1935 ميلادي است. ما در اروپا هستيم، ساكن آلمان و در محلهاي در مركز برلين زندگي ميكنيم....
ما دانشجويان دانشگاه برلين هستيم. دو سال قبل تحولاتي در كشور ما رخ داده است: طي يك انتخابات باشكوه! آدولف هيتلر به عنوان صدراعظم انتخاب شده و حزب ناسيونال سوسياليست به پيروزي بزرگي نائل گرديده است. ما و ديگران همه در شوك اين تحولات مهم قرار داريم. نميدانيم بايد چه كنيم و نميدانيم چرا ناگهان اوضاع اينگونه رقم خورد! زماني كه حزب نازي قدرت را در دست ميگرفت حس ميكرديم كه اوضاع بدتر خواهد شد اما نه اينگونه، پيشبيني نميكرديم كه ناگهان سرنوشت براي ما اينگونه رقم بخورد و شرايط بيروني زندگي ما ناگهان اينچنين تغيير كند. «ما كه عمر نوح نداريم و 60 يا 70 سالي در اين دنيا زندگي خواهيم كرد چرا بايد اين مدت كوتاه عمرمان در زير سلطه رژيمي فاشيستي تلف شود؟ آخر اين ديگر چه بخت و اقبالي است كه ما داريم؟ چرا بايد در اين مرحله از تاريخ زاده شويم؟!» اين سوالي است كه ماها از خودمان ميپرسيم و از بقيه آدمهاي اطرافمان.
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
دوم آبان 1388
دقت كه ميكني، مسير نگاهش را كه جستجو ميكني، از حيرت و شرم ماتت ميبرد! بارها و بارها همه ما در اين چند ماه آن صحنه را مرور كردهايم، اما نميدانم چرا هر بار كه دوباره مرورش ميكنم انگار در آن چند لحظهي واپسين رمزي نهفته است. انگار كه سِري است در آن صحنهي آشنا و تكراري: دوربيني كه مستقيم به سمت او ميرود و بعد نيم دايرهاي گرد او ميچرخد و مثل روحي سرگردان بر بالاي سرش قرار ميگيرد، و خون سرخي كه انگار جان همهي تاريخ ماست كه از بدن نيمهجان جاري ميشود...
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
شانزدهم شهریور 1388
خبري بود از ديدار دانشجويان با آيتالله منتظري درآستانه ماه مهر، شايد در نگاه اول ربطي به اين نوشته نداشته باشد، اما بخوانيدش:
«دانشجويان عضو شوراى مركزى دفتر تحكيم وحدت با آيتالله العظمى منتظرى ديدار و گفتگو كردند. در اين ديدار ابتدا دو نفر از دانشجويان ضمن تشكر از معظمله عنوان كردند:
به مناسبت قرار گرفتن در آستانه سال تحصيلى جديد دانشگاهها، اين توفيق بود كه امسال هم طبق معمول هر سال خدمت برسيم، با اين تفاوت كه معمولا در سالهاى گذشته اول مهر فضا را بازتر مىگذاشتند و فشارها عليه دانشجويان فعال كمتر بود، ولى امسال متأسفانه از همين حالا سختگيريها را شروع كردهاند; و حتى تلاش داشتند كه با مراجع معظم تقليد تماس گرفته نشود، ولى عليرغم ميل آقايان اين كار انجام شد و خدمت رسيديم [......]
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
چهارم شهریور 1388
امروز 400 سال از ساختن تلسكوپ بوسيله گاليله ميگذرد. اگر لوگوي گوگل را نگاه كنيد ميبينيد كه به مناسبت اين روز طراحي شده است، به شكل تلسكوپي كه آسمان را ميكاود براي يافتن چيزي. اما بهراستي قرار است انسان با تلسكوپ چه چيز را بيابد؟
ميگويند گاليله وقتي با تلسكوپ به جهان نگريست و اعلام كرد كه حقيقت آن است كه زمين گرد خورشيد ميچرخد و نه برعكس، محاكمه شد. كليسا و دادگاههاي تفتيش عقايدش او را به جرم انكار مقدسات ديني به پاي ميز محاكمه كشاند. به او گفته شد كه يا اعلام كند خورشيد گرد زمين ميچرخد يا مرگ را بپذيرد.
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
چهاردهم مرداد 1388
امروز چهارشنبه بود، 14مرداد. يعني روزي كه قرار بود مراسم سوگند رييسجمهور 9 صبح برگزار شود. خواستم صبح برم بهارستان ببينم چه خبر است. اما راستشو بخواهيد به نظرم 9 صبح زود بود، اون هم در فصل تابستان كه تعطيل است و هوا هم گرم و معمولا آدمها شبها ديرتر ميخوابند. و همين طور هم شد. صبح هركاري كردم نتونستم زودتر از هشت بيدار بشم و تا خواب از سرم پريد و آماده بيرون رفتم شدم كلي دير شده بود. خلاصه با همه اينها راه افتادم.
ميدان هفتتير خلوت بود و انگار هنوز خيليها از خانه در نيامده بودند. بعدش رسيدم ميدان توپخانه، اونجا كمي شلوغتر بود...
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
بیست و نهم تیر 1388
آن روز جمعه بود، دقيقا آخرين جمعه تيرماه. در هوايي گرم و در روزي پر از آفتاب سوزان تابستاني در دانشگاه تهران بودم. البته به همراه هزاران و صدها هزاران انساني كه آن روز جمع شده بودند تا هم بشنوند سخنان سخنران را و هم خودشان با جمع شدنشان سخن گويند با گوشهايي كه شايد خودشان را به ناشنوايي زدهاند. شايد بتوان گفت كه دانشگاه تا به آن روز اين همه انسان مشتاق شنيدن به خود نديده بود، يا اين همه جوان پراميد را نديده بود كه براي نمازجمعه جمع شده باشند. آن روز البته خيلي اتفاقهاي ناديده و ناشنيده رخ داد و دانشگاه و خيابانهاي اطرافش چيزها ديد و شنيد؛ از شور و شر مردمان كه فضا را تسخير بود بگير تا شعارهاي بداهه و صبوريها و همراهيهاي آنان. از طرف مقابل مردم نيز چيزها ديد آن روز دانشگاه؛ از انبوه آدمهاي حافظ نظم و وضع موجود گرفته تا پليسي كه با باتوم مردم را به نشستن ارشاد ميكرد، گاز اشكآور و ديگر زمختيها و زشتيهاي زور.
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
نهم تیر 1388
مقدمه: اتفاقي روي داد، حادثهاي پديد آمد و طوفاني برپا شد. بعضيها احساساتي شديم، برخي گيج و منگ و شايد نااميد و بعضي ديگر نيز هدفمندتر و سرپاتر. حالا كه كمي از حادثه گذشته ضروري است كه نگاهي بياندازيم به آنچه گذشت و نيز به وضعيت و موقعيت اكنوني تا بدانيم كه كجاييم. آنچه روشن و آشكار پيش روي ما قرار دارد اين است كه اتفاقي عملي روي داده و اين حادثه بهرغم موج التهاب اوليهاش، دستاوردهاي زيادي دارد، بيشتر از آنچه بتوانيم فكرش را بكنيم. كافي است كمي ذهنمان را جمع و جور كنيم و مرورشان كنيم.
اول آنكه تئوريهاي بسياري در گرماگرم حوادث اين روزها تاييد شد و برخي نيز ابطال گرديد. اين روزها خيابانها مثل آزمايشگاه بزرگي بود كه در آن انواع نظرات و تئوريها آزموده شد و چه فرصت خوبي بود براي ذهنهاي جستجوگر. بعد آنكه حوادث اين روزها امتحان.....
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
دوم تیر 1388
فيلم تازهي استاد سينماي ايران در درون پرسوال است و در بيرون پرحاشيه! نقدهايي كه موضوع فيلم را هم نفهميدهاند كم نيست؛ اما واقعا موضوع چيست؟ بهرام بيضايي از چه ميگويد و از كجا؟ از روابط يك صنف از ميان انبوه گروهها و افراد اين جامعه؟ يا اينبار خود سينما را موضوعي گرفته براي سخن گفتن از جامعه، كه در طول تاريخ نيز هميشه سينما بازتاب جامعه بوده و قهرمانان و فضاهاي سينما هميشه جامعه را بر پرده بازسازي كردهاند. به ياد بياوريم كه از رضاموتوري و گوزنها گرفته تا باشو و سگكشي هميشه قهرمانها و فضاها را با «جامعه» سنجيده و با آن فهميدهايم. اين ارتباط هميشه پررنگ و پر از نشانه بوده است.
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
یکم خرداد 1388
پست قبلي گرچه حرفهايي ميزد كه شايد در عالم ذهن درست باشد اما يك نقص بزرگ داشت: اين كه به بيعملي منجر ميشد و ناخودآگاه اين پيام را داشت كه خوب حالا بايد در خانه نشست و فقط تماشا كرد. در اين روزگاري كه همه چيز در اطراف ما، محدودمان ميكند ما چرا با دست خود محدود شويم؟! اين روزها بيتفاوت نشستن بدترين كاري است كه ميتوانيم در حق خود بكنيم و مطمئنم كه بعدها از اين بيعملي سخت پشيمان خواهيم شد!
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|
بیست و نهم اردیبهشت 1388
معمولا براي هر كاري مقدماتي لازم است. براي مسابقه بوكس ابتدا بايد نرمش كرد و عضلات را آماده ساخت. نميتوان همينطوري يكدفعه وسط رينگ مسابقه پريد. براي موفقيت در يك امتحان دشوار بايد ساعتها مطالعه كرد. براي بافتن يك فرش اول بايد يك نقشه داشت. براي فعاليتهاي سياسي-اجتماعي نيز اول بايد مقدماتي فراهم كنيم. اصليترين پيشنياز هر حركتي جمعبندي است. تا زماني كه يك جمع بندي شفاف و به دور از تناقض نداشته باشم نه خود ميتوانيم به درستي حركت كنيم و نه ميتوانيم افراد ديگر را بسيج كنيم. مشكل اصلي اصلاحطلبان امروز همين مساله است. با اينكه احمدينژاد با خرابكاريهاي ناشيانه يك فضاي استثنايي را براي بهرهبرداري و تبليغ در اختيار ديگران گذاشته اما اصلاحطلبان نميتوانند مردم را بسيج كنند. علت آن است كه تا وقتي دلايل منطقي نداشته باشيم قانع كردن مردم ممكن نيست.
ادامه
لینک ثابت
نوشته شده در ساعت   توسط یاسر
|